أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
142
تجارب الأمم ( فارسى )
مونس مظفر [ 1 ] از زندان آزاد شد . پس مال و پوشاك [ 2 ] برايش فرستادند ، سپس سياه پوشيده به پيشگاه مقتدر رفته بساط و دست او را بوسيد ، مقتدر نيز خلعت رضامندى بر او پوشانيده ، بر اسبى زرينه زين سوار كرد . پس از چند روز مقتدر در بيرونى نشسته فرمان صلات و معونت و خراج و روستاهاى « رى » قزوين ، ابهر ، و زنجان و آذربايجان را به دو داد . مونس مظفر و نصر پردهدار و شفيع [ 3 ] و مفلح و همهء سرداران و غلامان كه در دربار بودند همراه او سوار شدند ، خانه را براى او پر از مردان مسلح كرده بودند . يوسف بن ابو ساج ، محمد بن خلف نيرمانى را به دبيرى خود گمارد و براى بخشهائى كه به دو واگذار شده بود ، مبلغ ساليانه پانصد هزار دينار پيمان بست كه به بغداد برساند ، و اين جز پرداخت هزينهء سپاه و هزينههاى جارى ديگر آن بخشها بود .
--> [ ( 1 - ) ] M . مونس خادم فرماندار مصر ملقب به مظفر ( خ 5 : 153 ) [ ( 2 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : گويند ، او را در خانهء « دينار » جا دادند و او از مونس مظفر خواهش كرد كه ابو بكر بن آدمى قارى را به خدمت او گمارد ، ولى ابو بكر نپذيرفته گفت : من كسى بودم كه هنگام به نمايش گذاردن ابن ابو ساج شركت كرده رو در روى او اين آيت قرآن را مىخواندم : « و كذلك اخذ ربك چنين است گرفتار كردن پروردگارت قريههاى ستمگر را . . . هود 11 - 105 » و هنگام خواندن او را ديدم كه مىگريست ، مىترسم او هنوز كينهء من را در دل داشته باشد . مونس گفت : مترس ، من نيز در آن راه با تو انباز هستم . پس بيمناك به سوى او رفت . هنگامى بدانجا رسيد كه خلعت و پيشكشها رسيده ، مردم گرد آمده غلامان بالاى سر او ايستاده بودند . گفت براى ابو بكر كرسى بياوريد ! چون آوردند ، گفت بخوان ! ابو بكر قارى بخواند : « قال الملك ائتونى پادشاه گفت : او را از زندان بياوريد تا او را ويژه خود گردانم . . . يوسف 12 : 55 » . ابو ساج گفت : اين را نمىخواهم ، آن آيت را بخوان كه هنگام نمايش دادن من خواندى ! قارى خوددارى كرد ، ولى پس از اصرار بخواند : و كذلك اخذ ربك اذا اخذ القرى و هى ظالمة » ابو ساج بگريست و گفت : اين آيت انگيزهء تو بت من شد كه از هر گناه دورى جويم و هر گاه مىتوانستم خدمت سلطان را نيز رها مىكردم . پس دستور داد پول فراوان و عطر بسيار به دو دادند . نيز گويد : در اين سال حرمين ( مكه و مدينه ) را به ابن ملاحظ [ خ 5 : 153 پانوشت ] واگذار نموده نزار بن محمد را از آنجا برداشتند / / M : اين نزار در سال 305 ه . فرمانده پليس بغداد بوده است ( خ 5 : 123 ) و در 307 ه . از آن بر كنار شد [ خ 5 : 143 ] . [ ( 3 - ) ] M . شفيع لؤلؤى خ 5 : 87 ، شفيع مقتدرى خ 5 : 128 و هر دو در خ 5 : 201 .